محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1232

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

چلغوزه سى درم اجزا كوفته و بيخته با سه چندان عسل معجون سازند [ معجون جلالى مستعمل جهة زياده كردن منى ] معجون جلالى مستعمل جهة زياده كردن منى و قوت مجامعت و ضعف كرده و معده و اشتها مجرب صنعت آن سنبل الطيب قرفه قرنفل دارچينى قاقله از هريك دو مثقال انيسون تخم كرفس از هريك يك مثقال زيرهء كرمانى مدبر مقلو مصطكى رومى نعناع خشك عود از هريك نيم مثقال فلفل دو مثقال يا يك مثقال ادويه كوفته و بيخته با سه وزن كل عسل مقوم بسرشند و شربتى دو درم تناول نمايند [ معجون حبّ الغار بنسخهء محمد بن زكريا قولنج بگشايد ] معجون حبّ الغار بنسخهء محمد بن زكريا قولنج بكشايد و استسقاى طبلى و جميع امراض ريحى را فائده دهد صنعت آن سداب برى پنج درم نانخواه زيرهء كرمانى كاشم شونيز صعتر كرويا فطراساليون مغز بادام تلخ فلفل پودنهء كوهى دارفلفل وجّ تركى حبّ الغار جندبيدستر از هريك دو درم جاوشير سه درم سكبينج چهار درم صمغها را در شراب حل كنند و باقى ادويه كوفته و بيخته با سه چندان عسل معجون سازند مقدار شربتى دو مثقال معجون حبوب سعال را نافعست كه سبب آن رطوبت باشد صنعت آن مغز چلغوزه سه درم مغز پسته پنج درم مغز بادام مقشر بزرك از هريك دو درم فانيذ سى درم بطريق معهود معجون سازد شربتى مقابل يك كردكان و اكر يك مثقال مغز بهدانه بيفزايند نيكو است [ معجون حلتيت تبهاى دوره و تب ربع را سودمند بود ] معجون حلتيت تبهاى دوره و تب ربع را سودمند بود و كزيدكى همهء جانوران خصوص عقرب و رتيلا را فائده دهد صنعت آن حلتيت طيب فلفل سياه مر صاف ورق سداب از هريك ده درم كوفته و بيخته با سه چندان عسل صاف معجون سازند شربتى يك مثقال [ معجون حلتيت ديگر منقول از منهاج ] معجون حلتيت ديكر منقول از منهاج تب ربع و قولنج و درد معده و جكر را نافع باشد و بادها بشكند و كزيدكى جانوران را سودمند بود صنعت آن مر صاف قسط تلخ ورق سداب فودنج برى عاقرقرحا فلفل از هريك پنج درم حلتيت به وزن مجموع ادويه با سه چندان عسل بسرشند شربتى يك مثقال [ معجون ربع منقول از محمد بن زكريا رازى ] معجون ربع منقول از محمد بن زكريا رازى و او نيز فرموده كه زياده از سه چهار نوبت احتياج نمىافتد شربتى يك مثقال بدستور معجون سابق است صنعت آن ترياق كهنه هفت مثقال زعفران قنه مرمكى از هريك چهار درم سليخه حلتيت از هريك دو درم ميعهء سائله جندبيدستر مكد هفت درم قسط سه درم عسل به وزن جميع ادويه بسرشند [ معجون رشيدى كه منسوب بخواجه رشيد وزير است ] معجون رشيدى كه منسوب بخواجه رشيد وزير است تقطير البول را فائده دهد و امساك منى كند و سرعت انزال را زايل كرداند صنعت آن كبابهء چينى فوفل قرنفل جوزبوا خصية الثعلب مصطكى نانخواه از هريك سه درم اجزا كوفته با سه چندان عسل بسرشند شربتى از يك مثقال تا دو درم [ معجون زراوند تاليف محمد بن زكريا ] معجون زراوند تاليف محمد بن زكريا اين معجون را معجون ربو نيز نامند جهة آنكه ربو و ضيق النفس و سرفهء بلغمى را نافع باشد صنعت آن زراوند كرد قردمانا فلفل كرسنه تخم سپندان سفيد مغز بادام تلخ تخم ابخره از هريك پنج درم ربّ السوس پرسياوشان زوفاى خشك از هريك ده درم صمغ عربى سه درم اجزا كوفته و بيخته با سه چندان عسل صاف معجون سازند شربتى سه درم با طبيخ زوفا تناول نمايند [ معجون سرور تاليف مير محمّد مومن صاحب تحفه ] معجون سرور تاليف مير محمّد مومن صاحب تحفه مبهى و مشهى و هاضم و با نشاط و مقوى احشا و مفرح و جهة سرفه و آلات تنفس نافع و در اوايل دويم كرم و مايل به رطوبت و موافق اكثر امزجه است صنعت آن جوزبوا بنفشه از هريك شش مثقال باهم بايد بكوبند و با دو مثقال روغن بادام و دو مثقال زنجبيل كوبيده چرب نمايند دارچينى اسارون لسان العصافير از هريك دو مثقال عود قمارى قرنفل خولنجان بهمن سرخ و سفيد انيسون از هريك يك مثقال خصية الثعلب بيست دو مثقال شقاقل بيست پنج مثقال و اكر مربا باشد بهتر است كثيرا نعناع خشك از هريك دو مثقال عسل كف كرفته دوشاب زردك از هريك هفتاد و پنج مثقال اكر دوشاب زردك نباشد عسل را ده مثقال بايد كرفت [ معجون السعال ] معجون السعال سرفه كه محتاج بسوى نفث خلط غليظ يا خرخره در سينه يا مده هنكام كه شكم ملين نباشد صنعت آن پرسياوشان مغز تخم خربزه از هريك ده مثقال مغز بادام تلخ پنج مثقال ايرسا سه مثقال پوست بيخ كبر كرسنه مقشر تخم كرفس رازيانه جنطيانا زراوند مدحرج از هريك دو مثقال ادويه كوفته و بيخته با سه وزن اجزا عسل مصفى مقوم سرشته شربتى مقدار بندقه باب نيم كرم فروبرند معجون سلس كه از براى سلس البول و امساك بول و منى بنهايت نيكو است صنعت آن سعد كوفى سنبل الطيب اسطوخودوس كندر بلوط كمون كرمانى اجزا مساوى كوفته و بيخته با سه وزن مجموعه ادويه عسل مصفى بسرشند شربتى يك مثقال هر بامداد و يك مثقال هر شبانكاه [ معجون سنجرى تركيب شيخ ابو على بن سينا و مشهور است بعرض سنجرى ] معجون سنجرى تركيب شيخ ابو على بن سينا و مشهور است بعرض سنجرى و فوايد بسيار دارد و مقوى باه است و دل و جكر و معده را قوت دهد و هاضم طعام و مزيد حافظه باشد و قوت بصر را بيفزايد و قوت سمع را نكاه دارد صنعت آن سنبل الطيب ده مثقال بسباسه جوزبوا قاقلهء صغار دارچينى زنجبيل قرنفل زعفران بهمن سرخ عود الصليب مصطكى نارجيل ساذج هندى از هريك شش مثقال تخم معصفر تخم ماهى زهره تخم شبت نانخواه زيرهء كرمانى تخم جزر از هريك سه مثقال مغز بادام شيرين مغز پسته مغز سر كنجشك از هريك شش مثقال مويز سرخ قند سفيد از هريك سى مثقال عسل سه وزن ادويه مقدار شربتى دو مثقال معجون الصرع از جالينوس است صرع را مفيد و مجربست صنعت آن عاقرقرحا ده مثقال صلايه كرده از منخل نازك بكذرانند و بعد از آن در هاون بسركهء كهنه دو مثقال بسايند و با عسل سه وزن آن بسرشند شربتى دو درم تا بيست روز با آب كرم [ معجون الصنوبر ادرار بول كند و تفتيت حصاة نمايد ] معجون الصنوبر ادرار بول كند و تفتيت حصاة نمايد و برودت كرده و مثانه را نافع باشد و ماده پيه كرده كه كداخته شده باشد به محل و مكانش كند و قوتش تا شش ماه باقى ميماند و شربتش تا دو مثقال صنعت آن مغز حب الصنوبر مغز بادام شيرين از هريك سى درم دوقو فطراساليون انيسون سنبل الطيب سليخه ريوند چينى اذخر مكى حبّ بلسان زعفران اسارون كمافيطوس از هريك سه درم نعناع يك درم و در نسخهء ديكر مرمكى صافى فوة الصّبغ از هريك چهار درم كثيرا دو درم اضافه شده و در نسخهء ديكر قسط تلخ جنطيانا اصل السّوس فراسيون زراوند مدحرج نانخواه مصطكى صعتر كرويا جندبيدستر زيرهء كرمانى پياز عنصل مشوى خردل از هريك يك درم اضافه شده و همه خوب است وقتى كه برودت غالب باشد ادويه را كوفته و بيخته با سه وزن عسل كف‌كرفته بسرشند و در ظرف چينى نكاه دارند معجون طين ابن تلميذ كفته كه از جالينوس است و شيخ داود كفته كه نه چنين است يافتم من آن را در كل ترجمهاى ابن قره كه اسناد آن را بابقراط نموده و نيافتم من آن را در قرابادين رومى و نزد من اين نسخه از آن نيست بالجمله آن نيكو است از براى دفع سموم و حميات و ضعف كرده اكر از حرارت باشد و قوت اين معجون تا دو سال باقى ميماند صنعت آن انفحهء آهو انفحهء خركوش از هريك چهار جزو طين رومى حبّ الغار از هريك دو جزو جنطيانا زراوند مدحرج تخم سداب مرمكى ورق الغار از هريك يك جزو ادويه كوفته و بيخته با عسل على الرسم بسرشند شربتى يك مثقال معجون فرقانى صاحب خلاصة التجارب نوشته از مخترعات والد من است و وجه نسبت آن بفرقان آنست كه اجزاى آن بر سبيل تيمّن و تبرك بعدد سور قران مجيد و كلام اللّه المجيد تاليف يافته يعنى يك‌صد و چهارده جزو نافع است جهة امراض بارده دماغيه مانند فالج و رعشه و لقوه و سكته و صرع و تشنج امتلائى و استرخا و اوجاع مفاصل بارده و بالجمله امراض باردهء رطبهء جميع اعضا را نافع و ترياق بعض سموم است صنعت آن اصل السوس اكليل الملك انيسون مرزنكوش بابونج حلتيت جعده ديناررويه جاوشير جكر كرك نيم سوخته رازيانج سداب عود هيل زرشك حسك اكر تركى پارچهء نانخواه زهرهء خروس جفت كربه لسان الثّور پوست ترنج تخم حسك تخم عود بلسان صبر صعتر اشنه تخم كاهو فودنج نهرى زبد البحر زعفران پوست سنك‌پشت محرق پرسياوشان صمغ عربى بزر خروع عظم قحف